تبلیغات
سلطان درد - پرنده مهاجر

پرنده مهاجر



  ای پرنده ی مهاجر ، ای پر از شهوت رفتن

 

فاصله قد یه دنیاست ، بین دنیای تو و من

 

تو رفیق شاپرک ها ، من تو فکر گله امونم

 

تو پی عطر گل سرخ ، من حریص بوی نونم

 

دنیای تو بی نهایت ، همه جاش مهمونی نور

 

دنیای من یه کف دست ، رو سقف سرد یک گور

 

من دارم تو ادمک ها میمیرم ، تو برام از پری ها قصه میگی

 

من توی حیله ی وحشت میپوسم ، برام از خنده چرا قصه میگی

 

کوچه پس کوچه ی خاکی ، در و دیوار شکسته

 

آدمای روستایی ، با پاهایه پینه بسته

 

پیش تو یه عکس تازست ، واسه البوم قدیمی

 

یا شنیدن یه قصه ، از یه عاشق قدیمی

 

برای من زندگیمه ، پره وسوسه پره غم

 

یا مثل نفس کشیدن ، پر لذت دمادم

 

ای پرنده ی مهاجر، ای پر از شوق پریدن

 

خستگی کوله بار ، روی رخ بت تن من

 

مثل یک پلنگ زخمی ، پر وحشت نگاهم

 

میمیرم اما هنوزم دنبال یه جور پناهم

 

نباید مثل یه سایه ، زیر پاها زنده باشیم

 

مثل چتر خورشید باید ، روی برج دنیا باشیم

 

((پرنده مهاجر.داریوش))

 



[ دوشنبه 15 تیر 1394 ] [ 09:52 ب.ظ ] [ hosain ] [ نظرات() ]